أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

264

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

قس . غافقى ، 38 ، ص 125 ( 2 ) . يذهب بالكلب ، يونانى ، از - « ضد » و - « هارى سگ » تشكيل شده است . 90 . الالسفاقن 1 مىپندارند كه اين رعى الايل 2 و همان قلّام 3 است . ( 1 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ ، فارسى : السفاقن ، يعنى « ال » را احتمالا به‌جاى حرف تعريف عربى گرفته و حذف كرده‌اند ( « ال » دوم نيز در متن نسخهء فارسى حذف شده و به صورت « سفاقن » در آمده است ) . ابن بيطار ظاهرا براى پيشگيرى از اشتباه نسخه‌برداران لازم دانسته است تا مخصوصا قيد كند كه « الف » و « لام » در اين واژه ، ريشه شمرده مىشود ( جامع ، ابن بيطار ، I ، 53 ؛ در آنجا اشتباها به‌جاى الالسفاقس ، الاسفافس نوشته شده است ) و سپس مىگويد كه اين واژه به يونانى به معناى « زبان گوزن » است ( لسان الايل ؛ در كتاب اشتباها « لسان الابل » ( زبان شتر ) نوشته شده است ؛ قس . « تفسير ، ابن بيطار » 22 الف ، در اينجا نام لاتين اين گياه نيز آورده شده است : شالبية - II , Low , Salvia ، 102 ) ؛ الالسفاقن - يونانى ( ديوسكوريد ، III ، 31 ) - Salvia officinalis L . ( غافقى ، 29 ؛ عيسى ، 1 162 ) يا Salvia triloba تئوفراست ، ص 568 ؛ همان‌جا گفته مىشود كه نام اين گياه از - جنباندن ، لرزاندن - آمده است . ابن سينا 52 : الشفائى و السفانى ؛ در آنجا اين گياه بدون تعريف گذاشته شده است . ( 2 ) . رعى الايل - « خوراك گوزن » ؛ ظاهرا ترجمهء مستقيم يونانى ( نام ديگر اين گياه ) است كه در ديوسكوريد ، III ، 65 نيز آمده است . نك شمارهء 467 . ( 3 ) . القلام ، معمولا - Cakile maritima Scop ؛ نك . شمارهء 856 . اينكه بگوييم قلام واقعا مترادف رعى الايل است يا ناشى از اشتباه نسخه‌بردار ، دشوار است . 91 . املج 1 به سريانى املگ 2 است . درختش بزرگ و ريزبرگ است . مزهء اين ميوه پيش از رسيدن ترش با اندك گسى است . آن را در آفتاب گذاشتيم تا [ رنگ ] سبزش به سرخى 3 تبديل شد ، درست همان گونه كه انگور نارس و سيب ترش نارس در برابر آفتاب سرخ مىشوند . مزه‌اش با مزهء چنين سيبى كه در آفتاب گذاشته شده تقريبا تفاوت ندارد . رازى مىگويد : بهترين [ املج ] آن است كه رنگ سرخ و بوى تند دارد . آن را از جزيرهء كرت 4 مىآورند . لكن اين صفات [ با املج ] مطابقت نمىكند . [ املج ] موجود در اين سرزمين را از هند